تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامی است ز من بر من و باقی همه اوست
"خواجه عبدالله انصاری"
نخستین دانشگاه آسیایی در این فهرست دانشگاه توکیو ژاپن با ۹/۸۸ امتیاز در رتبه ۲۲ است.
نخستین دانشگاه خاورمیانه، دانشگاه دانشگاه تل آویو اسرائیل با امتیاز ۶/۵۶ و رتبه ۱۱۴ است.
دانشگاه مالزی (UM) تنها دانشگاه کشورهای اسلامی در این فهرست با امتیاز 5/56 در رتبه 180 جای دارد.
هیچیک از دانشگاه های ایران در میان ۲۰۰ دانشگاه برتر جهان جای ندارد!!
این دانشگاه خلیج فارس هم واقعا پدیده شگفتی سازی است! پسوند "فارس" دارد ولی در آن هیچ خبری از "پاسداشت فارس" نیست! یک دانشکده به نام ادبیات و علوم انسانی دارد، ولی رشتهای به نام زبان و ادبیات عرب در آن فعال است!
هر چه هم فریاد میزنیم که آهای مدیران! عزیزان! پستمداران! بابا رشته زبان و ادبیات فارسی چرا نه؟ پس کی زبان فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه خلیج فارس، گشایش مییابد؟ چرا به جای زبان فارسی در اندیشه و عمل به گسترش زبان تازیان تلاش میکنید؟ مگر این همه پشتیبانی از زبان تازیان در جای جای این مرز پرگهر کافی نیست، که در دانشگاه خلیج فارس باید چنین رشتهای باشد؟ آیا دانشگاه خلیج ع ر ب ی بحرین اجازه میدهد که رشته زبان فارسی در آنجا گشایش یابد؟ یادتان باشد که ۶۰٪ جمعیت بحرین، ایرانی و از استان بوشهر و فارس هستند!
باید به روح فردوسی پاک نهاد درود فرستاد که اگر واژگان پارسی او نبود، اینک ما هم به جای "من"، "انا" میگفتیم. هر چند که به این روال که باشد، "انا" گویی دیر نیست!
همه اینها درست. ولی ...
با همه توان فریاد میزنیم که :
ما ایرانی هستیم.
ما عرب نیستیم.
زبان ما فارسی است نه ع ر ب ی !!
دریای جنوبی ایران، خلیج فارس است، همین و بس!
تو این کشور هر چه که نداشته باشیم، دست کم مخ پرتراوش فراوان داریم. هنوز از نوآوری "بوستان ویژه بانوان" رهایی نیافتهایم که صاحبمغز دیگری فرمان کتابهای ویژه دختران را صادر میکند. من هنوز ماندهام که چرا برخی اصرار دارند تا ثابت کنند که دیدن خورشید دلیل بر روز بودن نیست!
چرا هنوز برخی در این اندیشهاند که دو جامعه، دو گروه، و دو دسته جدا ازهم و بیارتباط که همدیگر را نمیبینند (حتی در چاردیواری) در این مرز پرگهر زندگی میکنند. آری زن و مرد! و چه واژگان تابو و ممنوعی!
چرا برخی اصرار به جدایی این دو دارند؟ مگر جمع این دو چه خطری است؟ که جداییشان ضروری؟ تا کی نگاه جنسیتی به معنای "جنس" آن؟ آخه چرا کاری را که میدانند نمیتوانند انجام دهند، شعار میکنند؟ مگر بوستان ویژه بانوان عملی شد، که حالا کتاب ویژه دختران بشود؟ چگونه میخواهند خواندن این کتاب را ویژه دختران کنند؟ چه چیزی در آن خواهند نوشت که فکر میکنند دیگران نمیدانند؟ چرا فکر میکنند که دنیا همانگونه است که آنها میبینید؟ اگر برای رفع بیکاری و نشان دادن ایده داشتن این نوآوریها بیان میشود، این افراد را بفرستید کشاورزی کنند که هم کشاورزیمان از نابودی رهایی یابد هم این عزیزان کاری مثبت انجام داده باشند تا حقوقی که از بیتالمال میگیرند حلال باشد.
نمی دانم چه حکمتی است که تا کسی بیکار میشه یا قرار میشه که بیکار بشه به فکر حل مشکل خانمها میافته؟
شیخ نشین امارات و به ویژه دولتشهر دبی، در یک برنامه بلند مدت راهبردی با ساخت جزیرههای ساختگی در دامنههای جنوبی خلیج فارس و در نزدیکی مرزهای آبی شمالی خود، جزیرهها را مسکونی ساخته و به فروش می رساند
این کار شاید در نگاه نخست تیزهوشی مدیران آن شیخ نشین را می رساند که در این وانفسای رکود جهانی در پی جذب پول جهانیان به شیخ نشین خود و رونق اقتصادی هستند.
در نگاه دیگر اما، از یک خیزش حساب شده و بلند مدت برای گسترش پهنه آبهای سرزمینی و دستاندازی به سوی آبهای بینالمللی درونی خلیج فارس و نزدیکتر کردن خود به خط فلات قاره ایران خبر میدهد.
اینک با بیخبری و شاید خاموشی دستگاه دیپلماسی کشور ما، شیخ نشین جنوبی در حال سواری گرفتن از اسب چموش دیپلماسی رشوهای است. از یک سو فریاد دوستی و برداری و شریک تجاری سر میدهد) همان که ما دلمان به آن خوش است و افتخارمان به آن، و از سوی دیگر با اینگونه کارها کم کم ما را در این آبراه نیایی و همیشگی فارس به عقب میراند.
این دستگاه خوداتکای دیپلماسی تا که چنین کاهل، خمود، و ناآگاه به افسونهای دیپلماسی است؟ دستگاههای امنیتی چرا واکنش اطلاعاتی نشان نمیدهند؟ ما ایرانیان چرا حساس نیستیم؟ کجاییم؟ ما را کجا بردةاند؟
آن رستم دستان کجاست؟
کشور دوست و هم دین و برادر، عرب ستان برای نابودی آخرین رگههای هویت پارسی ما، شب و روز نمی شناسد. هزینه میکند و تلاش فراوان، و ما همچنان دست در گردن این اخوی، نرد مهر و محبت مینوازیم.
هر آنچه حافظ، و سعدی، و مولوی، و فردوسی تلاش کردند تا این "قند فارسی" سرآمد باشد و سرزنده، همه بر باد می رود و مدیران فرهنگی خرامان و عشوهکنان از کنار این واقعیت تلخ درگذرند و روزگار میگذرانند. مردم نیز سر در مشکلات و روزمرگی خود. بدین سان، در فردای این مرز و بوم، رگههای هویتی ایرانی فرزندان ما، رنگ و بوی ایران را نخواهند داد. باید بپاخیزیم و برای نگهداشت هویت ملی تلاشی اثربخش داشته باشیم. "اژدیهاک" اینبار مغز فرهنگ ما را میخواهد. کاوه و فریدون کجایند؟
۱- معرفی زبان کوبول در ۱۹۵۹
۲- معرفی آرپانت در ۱۹۶۹ به وسیله لیکلیدر
۳- ایجاد سیستم عامل یونیکس در ۱۹۷۰
۴- معرفی نخستین رایانه روزانو (Laptop) در ۱۹۷۹
۵- آغاز کار لینوس توروالدز بر روی لینوکس در ۱۹۹۱
۶- زایش سیستم عامل ویندوز ۹۵ در ۱۹۹۵
۷- رخداد حباب دات کام در دهه ۱۹۹۰
۸- پیوستن استیو جابز به اپل در ۱۹۹۶
۹- زایش وبگاه نپستر برای اشتراک فایلهای موزیک در ۱۹۹۹
۱۰- آغاز به کار فرهنگنامه باز ویکیپیدیا در ۲۰۰۰
چرا اینگونه است؟ چرا نمیتوانیم شهروند خوبی باشیم؟ آیا آراستگی و پاکیزگی، نیازمند داشتن موهای زرین، یا چشمان بادامی، یا چشمان سبز و آبی، یا پوشیدن پوشاکی ویژه است؟ چگونه از فرزندان خود بخواهیم که پاکیزه باشند هنگامیکه پدر و مادر شربت را میخورند و لیوان را از پنجره خودرو به خیابان پرتاب میکنند! پس کجاست آن فرهنگ برجسته! کجاست برونداد سازمانهای فرهنگی!
این سان زیستن، زیستن پلشت است!
۱- دگرگونی جمعیتی
پیرشدن، مهاجرت، دگرگونی در ساختار نیروی کار
۲- جهانی شدن اقتصاد
دگرگونی در زنجیره جهانی ارزش نیازمند بازاندیشی مدیریت است.
۳- فراگیری اینترنت
فعالیتهای مجازی به مدلهای نوین کسب و کار رهنمون میگردد.
۴- یکپارچگی بینعلمی فناوری
یکپارچگی در پی نوآوری بر اساس نیازهای مشتری است.
۵- گرایش به محیط زیست
ارزشگزاری به محیط زیست، توجه به تولید با کمترین پیامدهای زیستمحیطی
۶- کارآیی در بکارگیری منابع طبیعی
بکارگیری و تخصیص پایدار منابع، توجه به صنعت سبز
پرسش اینک این است که سازمانهای ایران و مدیریت در کشور تا چه میزان از این ابرروندها آگاهی دارد؟ تا چه میزان آنها را باور دارد؟ تا چه میزان در تصمیمگیری خود به آنها توجه دارد؟
